X
تبلیغات
بازی تراوین

راهی به سوی خوشبختتتتتی
اگه غمگینی اگه دنبال آرامشی اگه افسرده ای اگه دلت گرفته اگه دلت شکسته اگه تنهایی اگه غصه هات اندازه دنیاست بیا تو.. 
قالب وبلاگ




دوستان عزیز من..

صفحات اول وبلاگم همیشه ثابت میمونه..پس اگر که مجددا سرزدین ازقسمت

مطالب وعنوانهامطالبی که جدید گذاشتم مشخصه ..اما عنوان بعضی مطالب بخاطر اینکه صفحاتم زیادتر شده تو لیست عنوان مطالب نیست از پایین صفحه مطالبو بیارید بهتره..شاید هم به بخشهای قبلی یه مطالب تازه ای اضافه کرده باشم امیدوارم اگر خوشتون اومد نظرتونوبگید همینطور اگر انتقادی داشتید مطرح کنید

تا بدونممن هر چند روز کامنتارو چک میکنم خوشحال میشم.

من دریافته ام که جاده ای نام به خوشبختی

وجود ندارد بلکه خوشبختی خود همان
جاده است.
خوشبختی یک سفر است نه یک هدف.
بهترین زمان برای خوشبختی همین حالاست.
شاد زندگی کن و از لحظه های زندگیت
لذت ببر شاد بودن تنها انتقامی­ ست
که می­توان از زندگی گرفت.
یک راز حقیقی ...

همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت کنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج کنیم

فکر میکنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم کسی ما را درک نمی کند
زبان مشترک نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
بهتر است صبر کنیم ...

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر کنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض کند
یک ماشین شیک تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج کنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است که برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس کی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
و مشکلات تمامی نخواهند داشت!

بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود همه این مسائل،
شاد و خوشبخت زندگی کنیم.

بعضی وقت ها ...
به خیالمان می رسد که زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند، کنار بروند:
مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنیم
کاری که باید تمام کنیم
زمانی که باید برای کاری صرف کنیم
بدهی‌هایی که باید پرداخت کنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنکه همه ی این ها را تجربه کردیم، تازه می فهمیم که زندگی، همین چیزهایی است که ما آن ها را موانع می‌شناختیم!
این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده‌ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی، خود همین جاده ایست که ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.
تو رو خدا بیائید از هر لحظه زندگی لذت ببریم.

برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را کاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به کار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
صبح جمعه بیاید
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یک ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون
سفرهای خارجی
مردن
تولد مجدد !
و...

امــــــــــا ...

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد ...
هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.
زندگی کنید و از حال لذت ببرید.

اکنون فکر کنید و سعی کنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید ؟
2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید ؟
3. آخرین ده نفری که جایزه نوبل را بردند چه کسانی هستند ؟
4. آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید ؟
نمیتوانید پاسخ دهید؟نسبتاً مشکل است، اینطور نیست؟نگران نباشید، هیچ کس این اسامی را به خاطر نمی آورد.پس شما چیزی را از دست نداده اید.
چـــــــــون :
روزهای تشویق به پایان می رسد!
نشان های افتخار خاک می گیرند!
برندگان به زودی فراموش میشوند!
و حتی بهترین ها هم آخر می میرند!

اکنون به این سؤالها پاسخ دهید: 1. نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بوده‌اند، بگویید ؟
2. سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کرده اند، نام ببرید ؟
3. افرادی که با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید ؟
4. پنج نفر را که از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید ؟
حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟
افرادی که به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌های دنیا" ندارند،
ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ...

ولــــــــــی ...

آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند، مراقب شما هستند،
 همان هایی که در همه ی شرایط، کنار شما می مانند ...

کمی بیاندیشید. زندگی خیلی کوتاه است
حتی کوتاه تر از اینکه مفهوم واژه های این پیام را بخاطر سپردید

شما در کدام لیست قرار دارید؟نمی دانید؟
اجازه دهید کمکتان کنم.
شما در زمره ی ترین‌های دنیا نیستید ...
امــــــــــا ...
شما از جمله دوستانی هستید که برای در میان گذاشتن این راز در خاطر من بودید
و برای تقسیم تمام شادیها نیز در خاطرم خواهید ماند فقط همین

 

"شکست عشقی خورده ها حتما این مطلب وبخونن واقعا قشنگه"

یکی بود یکی نبود یک نقاش معروف در حال اتمام نقاشی اش بود.آن نقاشی به طور باورنکردنی زیبابود .باید درمراسم شاهزاده خانمی نشان داهد می شد.

نقاش انچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه درحالیکه آن نقاشی 8در2متر راتحسین میکرد چند قدم به طرف عقب رفت .هنگام به عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد .اوآن قدررفت تااینکه فقط یک قدم تالبه ی ساختمان بلند فاصه داشت.فقط بایک قدم بیشتر می توانست خودش رابکشد.شخصی دید که نقاش چکار می کندونزدیک بود فریاد بزند وبه اواخطار بدهد اما متوجه شد که فریاد او ممکن است نقاش راغافگیر کند وبرحسب اتفاق یک قدم دیگر به عقب برگردد وبیفتد .مرد قلم مو رابرداشت وروی ان تصویر شروع به نقاشی نمود تااینکه کاملا به آن آسیب زد.

نقاش تامتوجه شد که چه اتفاقی برای نقاشی اش افتاده است بسیار عصبانی شد وجلو امد تامرد رابزند. اما افرادی که دران نزدیکی بودند آخرین جایی راکه اوایستاده بود ونزدیک بود سقوط کند را نشانش دادند.

گاهی ماآینده مان را بسیارزیبا ترسیم کرده ایم باروز های رویایی درکنار کسی که دوستش داریم اما گویاخدا وقتی می بیند چه خطری مقابل ماست نقاشی زیبایمان راخراب میکند .

گاهی اوقات ازانچه خداوند برسرمان اورده ناراحت میشویم  امایک مطلب رانباید فراموش کنیم :

خداوندهمیشه بهترین هارا برای مامهیامیکند.


ردپای کسی که آرامشم را گرفته بود گرفتم به خودم رسیدم . . .


فرصت کمی به ماداده شده تا دراین دنیا باشیم و همون چیزی بشیم که خدا میخواد..بعضیا راه خودشونو میرن دنبال دلشون
راه میفتن وتمام عمر میدوئن دنبال آرزوهاشون وهوساشون اما بهش نمیرسن آخه دنیا باهیچکی تا حالا خوب تا نکرده ونمیکنه
این وسط فقط عمرشون تلف میشه ودنیایی از استرس وحسرت وتنهایی برای خودشون میسازن چراکه نمیدونستن هدف از زندگی کردن
در واقع بندگی خداست نه بندگی دل ..نه بت ساختن از آدمای دیگه..نه حرص زدن برای زرق وبرق دنیا..این آدما ترحم انگیزن.آخه
عمر یه سرمایه اس که اگه از دست بره دیگه برنمیگرده..یه فرصت طلایی که هرلحظه اش غنیمته..مقصر خودشونن ..این آدما نرفتن کتاب خدارو
بخونن نرفتن راجب دینشون تحقیق کنن کتاب بخونن چرا مجله های جورباجورو خوندن..رمانهای وقت گیر که زاییده تخیلات یک
نویسنده اس روخوندن..ساعتها وقت صرف کردن تا فیلمهاوسریالهارو ببینن اما وقت نداشتن یک کتاب ارزشمندی مثله نهج البلاغه امام علی ع رو مطالعه کنن
یا کتابهای باارزشی از این دست نظیر المیزان..نهج الفصاحه حضرت محمد ع..وغیره
دوست عزیزم که داری این نوشته هارو میخونی اگه 20 سالته حدود 20 ساله دیگه 40سالته فقط بخاطر 20 سال گناه نکن اونموقع فقط
حسرت نصیبت میشه.تازه ازکجا معلوم که انقدر عمرکنی..مگه مرگ سن وسال سرش میشه؟؟؟مطمئنی که که زنده میمونی و
وقتی پیر شدی تازه اون وقت توبه میکنی؟افسوس...
.ما ابدی نیستیم..همه میمیریم ..تو مثله خیلیا که ازخداشون غافل شدن وفاصله گرفتن نباش عاقبت اندیش باش
مثله کسی نباش که کورکورانه زندگی میکنه وبعد بی ثمر میمیره سعی کن انسان بزرگی باشی فقط با اطاعت خداو دوری ازگناه.
توی این آشفته بازار دنیا که بعضی از آدما فقط به فکر دنیاشون هستند
 بعضیام هستن که تعدادشون انگشت شماره و بین مردم گم هستند ورضای خدارو به جای  خواسته های دل خودشون برگزیدن یه جورای دیگه
زندگی میکنن..اونا روزمین زندگی میکنن اما آسمونی ان
اونا همون کسایی ان که خدا خیلی دوسشون داره وبه حرمت اونا با این همه گناه که ماآدما ازمون سرمیزنه
بازم عذابشو نازل نمیکنه...این آدما همونایی هستن که نمازاشون قضا نمیشه...حق کسی رو ضایع نمیکنن..غیبت کسی رو نمیکنن..ظلم
به کسی نمیکنن..شهوترانی نمیکنن..حلال حروم نمیکنن..خوش اخلاقند..تودلشون بخل وحسد نیست..ازکسی کینه وکدورت
به دل ندارن..قرآن میخونن..دست به خیر دارن به دیگران کمک میکنن..دل دیگران رو شاد میکنن...پدرمادرشونو راضی نگه میدارن
این آدما مخفیانه خوبی میکنن..بی چشمداشت محبت میکنن..همیشه خدارو شاکرن..ازگناه ومعصیت حتی فکرشم دوری میکنن
بله به برکت وجود همچین کسانی خداوند رحمت خودشو برما نازل میکنه
خوشا به حال این آین دسته از بندگان خوب خدا. .



[ چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ maryam ]
 

از خدا پرسیدم چگونه میتوان بهتر زندگی کرد؟خدا جواب داد: 

گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر 

با اعتماد زمان حالت را بگذران 

بدون ترس برای آینده آماده شو 

ایمانت را نگهدار 

ترس را به گوشه ای اندازو شک هایت را باور نکن 

وهیچگاه به باورهایت شک نکن   

دیروز را سوزاندیم برای امروز ، امروزمان را گذراندیم برای فردا

و فردایمان دیروزی دیگر ! این است بازی پوچ ما انسانها . . . 

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ می ﮐﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﺸﺴﺘﻪ  ﻭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﺶ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ
دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم
وقتی محبت کردم و تنها شدم،
وقتی دوست داشتم و تنها ماندم
دانستم;
باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید

آنچه نباید وابستگی نشاید، هیچ کس لایق وابستگی نیست جز او و اگر به غیر او وابسته شدیم مجازاتش جهنم جدائیست چرا که خود را از برای ما نمی خواهد کس، ما را همه از برای خود می خواهند. فقط اوست که ما را برای خودمان می خواهد با او باید همواره آشتی بود و در قهر و آشتی همواره او را دوست داشت و در قهرو آشتی از او جدا نشد.


اعوذ بالله من شرّ الوسواس الخنّاس

خناس همان شیطانیست که کار امروزت را به فردا می اندازد. . .

حالا از فردا نماز میخوانم!

از فردا حجاب میکنم!

از فردا نگاه نمیکنم!

از فردا سیگار نمیکشم!

از فردا خمس میدهم !

از فردا . . . از فردا. . .

چند سالست که قراره آن فردا برسد. . .؟
جوانی ستاره ایست که فقط یک بار در آسمان عمرت طلوع میکند
آن را غنیمت دان
کوله بارت بربند
شاید این چند سحر
فرصت آخر باشد
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا
و بفهمیم که یک عمر
چه غافل بودیم
می شود آسان رفت
می شود کاری کرد
که رضا باشد او.


           

اگر بروی چشمانم دیگر سوی دیدن ندارند...
بعد از تو، آسمان چشمانم همیشه بارانیست.

آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل کن (نمل آیه ۷۹)
آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمیشوی به من امیدوار باش (زمر آیه ۵۳)
آنگاه که در پی تعالی و کمال هستی نیتت را پاک و الهی کن (فاطر آیه ۲۹)
آنگاه که سرمست زندگانی و مغرور به آن شدی به یاد قیامت باش (فاطر آیه ۵)
آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم (غافر آیه ۶۰)
آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم (بقره آیه ۱۵۲)
آنگاه که روحت تشنه راز و نیاز است آهسته مرا بخوان (اعراف آیه ۵۵)


خداوندا
مرا از "من" رها کن که هیچ کس به اندازه
"من" مرا اذیت نکرد


  


روزی خواهد آمد که بی دینی، روشن فکری است

آیا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگی که سی و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چیزی از زندگی نمی فهمد ، پانزده سالش را هم که یا توی راه است یا سر سفره و یا در دستشویی صرف می کند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدایی می کند در آتش جهنم بسوزد ؟!
از فرمایشات استاد اخلاق عالم ربانی شیخ علی اکبر تهرانی

در زمین  عشقی نیست که زمینت نزند،
  آسمان را دریاب. .
پروبالی برای رسیدن به آزادی. . بگشای این بالهای بسته را. .
صبح پیروزی را باور داشته باش. .


ای فرزند آدم هنگامی که متولد می شوی در گوش تو اذن گفته می شود بدون آنکه برتو نماز
خوانده شودو هنگامی که از دنیا می روی برروی تو نماز گزارده می شود می شود بدون آنکه اذانی گفته شود بدان که طول عمر تو در این دنیا بیشتر از فاصله اذن تا نماز نیست
پس زندگیت را با چیزی که برای تو ارزش ندارد تباه نکن

 دلم چه آرامشی داره ..نه هیچ چیزی نمیتونه این دنیای قشنگو ازمن بگیره جز نداشتن تووو...خدای خوبم


زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست ، تو وارث همان حیاتی هستی که خود آفریده ای !


یه روزی همه چیزو تو دنیامیدیدم ورسیدن به تموم چیزای خوب وخواستنی دنیا..هرچیزی که فکرشو بکنی..برای رسیدن به اون چیزا همه تلاشمو میکردم ..اما خب به خیلیاش نمیرسیدمو فقط برام میشد 1آرزو...به یکی دوتاشم که میرسیدم یهو 1اتفاق بد باعث میشد اونم از دست بدم ..دنیا همینه دیگه پرازبی عدالتی وتبعیض.یکی پولداره یکی فقیر "یکی سالمه یکی ناقص"یکی زشته یکی زیبا"یکی به عشقش میرسه یکی نمیرسه "یکی انقدر طرفدار داره که به خودش مغرورمیشه یکی انقدرتنهاست که آرزوش فقط داشتن 1همدمه"یکی میره دانشگاه ویکی فقط به خاطرنداشتن شرایط وفقراز تحصیل محروم میمونه"یکی چون پارتی داره بهترین کارنصیبش میشه با اینکه حقش نیس یکی با تحصیلات عالیه وبالا بیکاره یامشغول به کاری هستش که آینده روشنی نداره"یکی با 1 ازدواج موفق و زودهنگام میره خونه بخت یکی نرفته طلاق میگیره ویکی دیگه تا ابدتنها میمونه.خب این مثالهارو زدم تا همه کسایی که به نوعی ازاین دغدغه ها دچارن بقیه مطلب رو با دقت بخونن  

خلاصه دنیا پرازچیزای خواستنی ودست نیافتنی وآرزوهای بی سرانجام ومحاله..وهمه دنبال بهترینهان ..اما وقتی بهش نمیرسن براشون تبدیل به یه عقده میشه..یه خشم درونی وپنهان که خطرناک ونابودکنند ه است..خب حقم دارن چون ذات انسان به گونه ای آفریده شده که حتی وقتی به خواستش میرسه دوباره دنباله 1چیزه بهتره...میدونی چرا چون 

درفروشگاه بزرگ هستی مقابل انسان نوشته شده=قیمت خدا

..نمیدونستم من به این دنیا اومدم که بفهمم برای این دنیا وآرزوهاش خلق نشدم...من به این دنیا اومدم تا رشد کنم تا انسانی بشم که ارزش داشته باشه کسی مثله خدا خریدار اون باشه..من به این دنیا اومدم تا باسختیها پرورش پیداکنم وامتحان پس بدم..امتحان قشنگ بندگی ورسیدن به چیزی که لیاقت واقعی ماست و هزاران پیامبرودانشمندوشاعر ونویسنده بزرگ به اسم "دنیای جاوید "روبه ما انسانها نوید دادن 

اونجا که دیگه نه بی عدالتی هست نه سرکوب آرزوها اونجا دیگه هیچ خواسته ای بی جواب نمیمونه...اینجا به هرچیزی که برسی موقت واز دست رفتنی هستش اما اونجا همه چی ابدی هستش ... کسی که تقدیر الهی را باور دارد اما زانوی غم در بغل گرفته است.

عجیب است کسى که به مرگ یقین دارد، امّا باز به شادى و خوشحالی مشغول است.
عجیب است کسى که به روز قیامت اعتقاد دارد، امّا باز به ظلم و ستم گریش ادامه می
 ‏دهد.
عجیب است کسى که عدم ثبات و دگرگونى دنیا را نظاره‏ گر است، امّا باز به دنیا اعتماد می ‏ورزد.

بعلاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی می‌کنی . .

جاده جوانی لغزنده است ، زنجیر ایمان را ببندید . .

 

طلوع خوشبختی.شروعی دوباره.تولدی تازه  

قبل از هرچیز باید خوشبختی رو واسه خودت تعریف کنی ..هرکسی خوشبختی رو 1جور معنی میکنه..اما درنهایت خوشبختی چیزی نیس جز 1حس خیلی خوب وآرامشی که همه ما آرزوشو داریم 

پول داشته باشی فکرت روحت روانت داغون باشه چه فایده ..شهرت داشته باشی بهترین همسر دنیا مال تو باشه اما آرامش نداشته باشی چه فایده ..اینا همه برای داشتن آرامش لازمه اما کافی نیست. مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است . . .

  دیدی بعضیا خیلی فقیرن اما صدای خنده هاشون گوش آدمو کر میکنه.انگار 1دونه مشکلم تو زندگیشون ندارن..مهم اینه که اونا شادن واحساس خوبی دارن

تعریف من ازخوشبختی اینه :آرامش ابد

تنها کسانی تحقیر می شوند که بگذارند تحقیرشان کنند . . .

(الکس هیل)

هیچکی از یه آدم ضعیف.یه آدم که همش میناله و بی عرضه اس خوشش نمیاد..همه دنبال اینن که با 1آدم شاد و بااعتماد به نفس بالا رفاقت کنن.. 

میخوای بگم چجوری میشه توقلب همه جاداشت..خیلی ساده فقط ( با همه مهربون باش) واز ته دل آدمارو دوس داشته باش..هرچی برای خودت میخوای برای اونام آرزو کن..شاید یکی از دلایلی که احساس خوشبختی نمیکنی تنهایی باشه ..اینکه فکر میکنی هیچکی دوست نداره راهش اینه که هم خودتو دوس داشته باشی هم آدمارو ..یعنی خودتو وقف این نکنی که دیگران همش تائیدت کنن ازحق وحقوقت نگذری تا دیگران حساب بی عرضگی روت باز کنن همیشه سعی کن خودت باشی وبه خودت که اشرف مخلوقاتی احترام بذار اگه میخوای دیگران بهت احترام بذارن سعی کن مواظب مرزها باشی..تسلیم بی چون وچرای خواسته دیگران نباش که دوستت داشته باشن چرا که بعضیا ازاین رفتارت سوء استفاده میکنن فقط اگه خواسته معقولی داشتن که خودتم به انجامش راغب بودی جواب مثبت بده..دوست من سعی کن در همه حال تسلیم خواسته خدا باشی ...اونوقت خدا محبت تورو در تمام قلبها قرار میده ..

واینکه دلسوز باش صادق وقابل اعتماد و راز دارباش...سعی کن با همه وجود به دیگران کمک کنی بی هیچ چشمداشت...مطمئن باش"کوچکترین محبتها از ضعیفترین حافظه ها پاک نخواهند شد"

خب من چجوری خودمو شناختم؟ 

دوس داری بدونی؟ 

یه روزاتفاقی چندتا کتاب خوندم که جرقه ای بود برای خودشناسی و بعد از اون اصل ماجرا که میرسید به خداشناسی 

اون روزا همش ازخودم میپرسیدم..چرا خدا منو آفرید ..که انقدر عذابم بده بعدشم من گناه کنم و بعدشم برم جهنم دوباره عذاب بکشم ..خیلی مسخره اس 

همش دنبال پیدا کردن جواب واسه سوالام بودم..اصلا چرا من ؟ 

..خیلی دوس داشتم بدونم حضرت علی به عنوان اولین امام چی وصیت کرده ..خلاصه رفتم کتاب نهج البلاغه رو خریدمو با دقت خوندم اولش گیج شدمحضمش برام سنگین بود اما چندبار که خوندم قشنگ فهمیدم چی به چیه..راستش تو وجودم نور خدا تابید ..چه امامی..چه حرفایی ..هیچی از قلم نیفتاده بود ..واسه کوچکترین چیزها راه حل داشت خدارو چنان توصیف کرده بود که انگار داری میبینیش. 

تو وجودم چه خبر بود خدایا داره چه اتفاقی میفته ..دنیا عوض شده یا من دنیارو 1جوره دیگه دارم میبینم 1جوری که تا حالا نمیدیدم  

هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . . .

(کالوس کاستاندا)

نقطه عطف زندگی من همین جا بود..



 اینکه 1 کتاب خوندم بلکه من به عمق کتاب رسیدم من به خیلیا گفتم که این کتابو بخونن اما به عمقش نرسیدن اگه میرسیدن الان دیگه دنیارو عین من میدیدن  

اگر هدفی برای زندگی..دلی برای دوست داشتن ..وخدایی برای پرستش داری خوشبختی

یادمه دوستی به من گفت:   

 باورت میشه اگه بگم نه هدفی و نه دلی برای دوس داشتن دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شایدم خداییی نداشته باشم نمیدونم

همش احساس پوچی و بدرد نخوری میکنم احساس میکنم یه موجوده اضافم

فقط نمیدونم چرا خلق شدم کاش یه روزی به این جواب برسم

 ومن درجواب بهش گفتم..میدونی چرا چون درمورد خدای خودت ودین خودت به حدکافی یابهتره بگم اصلا چیزی نمیدونی

اگه رفتی دنبالش ..اگه دینتو خوب شناختی خودتو میشناسی ..اگه خودتوشناختی خداتومیشناس..اگه خداتو شناختی هدف پیدامیکنی ودلت محیای دوست داشتن ودوست داشته شدن میشه...

ببین من نمیخوام تبلیغ دین بکنم اما وقتی من به این چیزایی که تو الان میگی بهش نرسیدی رسیدم ازاین راه بوده دلم میخواد به توام بگم..حالا صلاح مملکت خویش خسروان دانند ..من میدونم که الان تا اسم دین میاد همه فکرا میره سمت آخوند جماعت الانم که همه دیدگاه ها نسبت به آخوندها تقریبا منفی شده حالابگذریم که تروخشک باهم میسوزه وتو هرقشری هم بد هست هم خوب..کاری به این حرفا ندارم میخوام اینو بگم...آخه چرا مگه همین غربیاکه انقد همه ایرانیهای جهان سومی ازشون تقلید میکنن خداروباورندارن؟؟؟

تمام دانشمنداوروانشناسا اتفاق نظر دارن که آدمایی که خدا تو زندگیشون کمرنگ هستش با مشکلات روحی شدید روبرومیشن..اگر که باورها واعتقادات آدما قوی باشه اون موقع تازه دری ازآرامش به روی آدم بازمیشه که نگاهتو به دنیاوهمه چی عوض میکنه

میدونی من برای اولین بار با خوندن نهج البلاغه متحول شدم..پیشنهاد میکنم شمام بخونیش

باورکن عمرکوتاهی که ما آدما داریم حتی اگه اون دنیام برفرض حقیقت نداشته باشه که داره...ارزش اینو نداره که خرابش کنیم...دیندارباش تا هم احساس آرامش کنی هم زندگیت هدف داشته باشه هم این حس پوچی کشنده ازت دورشه...هیچ وقت به خدای خودت شک نکن

اگه اعتقادبه خدامشکل باشه انکارش دشوارتره

دوست عزیز تاحالا دیدی هرچی آدما کاملترو پخته تر باشن آدم دوس داره بیشتر به اونا نزدیک شه..تاازشون یاد بگیره که چطور زندگی کنه..وقتی ما الگوهایی مثله امام علی داریم جای تاسف هستش که بهره ای ازاونها نمیگیرم والگوهامون بعضی وقتا آدمایی میشن که خودشون سرتاپا نقصن 

من عاشق کوروش کبیرم عاشق کشورمم اما چرا بعضیاکوروش وقبول دارن اماخدای کوروش و...

کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . . کوروش برخیز که افرادی به جای پرستش خدای تو تو را پرستش میکنند... کوروش برخیز که بعد از هزاران سال یادشان آمده که چه مرد بزرگی بودی... کوروش خدایت تنها شده نمیخواهی کمک کنی اکنون تو بهانه شده ای برخیز .... . کوروش برخیز که اینبار تو بهانه ای شده ای برای مظلومیت محمد (ص)و آلش


آیا اسلام مخصوص عربهاست؟
تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا ( آیه ۱ سوره فرقان )
یعنی: تهنیت باد برکسی (خداوندی) که قرآن را بر بنده خود نازل فرمود تا همه مردمان گیتی را متذکر شود ( به آنان راه راست را بنمایاند )
وما هو الا ذکر للعالمین( آیه ۵۲ سوره قلم )
یعنی : قرآن ذکری است برای جهانیان

پس حتی اگه 1درصدم احتمال بدی خداهست بهشت وجهنم هست وروز حسابرسی به اعمال وقیامتی درپیشه هیچ آدم عاقلی وجودخدارو انکارنمیکنه وسمت گناه نمیره 

 دیگه وقتی انیشتینم مسلمون ازدنیا میره وای به حال ما ...هرکی ادعاش میشه عقل کله ومیگه دین برای عربهاست وعقب موندگیه آدم باید بهش بخنده وقتی شخصیتی مثله انیشتین اسلام وبه همه دینها ترجیح میده  

  انیشتین اسلام رابرسایرادیان جهان ترجیح میدهد
آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru“&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه ­ترین سلام­‌ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از ۴۰ مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع ۱۲ امامی‌(*۱) را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) (*۲) از سال ۱۹۵۴ ( *۳*) است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم...

برای اطلاعات بیشتر به این سایت مراجعه کنید
http://malekolmot.mihanblog.com

ناپلئون بناپارت امپراتورفرانسه میگوید:امیدوارم آن زمان دورنباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را باهم متحدکنم تا نظامی یکنواخت فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت وحقیقت دارد ومیتواند مردم را به سعادت برساند ترسیم کنم قرآن به تنهایی عهده دارسعادت بشر است

واقعاچرا ایران عزیز ما امروزیه کشورافسرده شده..واقعا اگه ما یک مسلمون واقعی بودیم وتنها اسم  مسلمونی رو یدک نمیکشیدیم چقدرآرامش داشتیم وآرامش میبخشیدیم به تموم کسایی که دوسشون داریم..اسلام این دینی نیس که ازش زده شدی تو مسلمون واقعی ندیدی که شیفته اسلام شی دوست عزیز...


نگاه داشتن ایمان درآخرالزمان همچون نگاه داشتن مس گداخته در مشت است


یه سوال
اگه موقعی که کارنامه اعمال ما رو میدن خدمت امام عصر (روحی فداک)
ایشون مثل مدیرمدرسه که موقع دادن کارنامه یه نگاه به برگه میندازه و یه نگاه تو چشای شاگرد.
آقا هم هی به  نامه اعمال ما نگاه کنه و هی به چشمای ما
بعد با چشمای پر از اشک ، بپرسه : تو شیعه ای ؟
چی جواب میدیم ؟
[ چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ maryam ]

  

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت

زندگی به رنگ خدا

سعی میکنم عمقشو بهت بگم اما باید بری دنبالش این کتابو بخونی وکامل ودقیق دینتو واماماتو وازهمه مهمتر خداتو بشناسی..هر کتابی که حرفای امامان واولیای خداست ومعتبره ..مثه نهج الفصاحه که احادیث حضرت محمد توش نوشته شده..خلاصه حسابی درمورد دینت برو وتحقیق کن کلید خوشبختی همینه ..وقتی که دینتو واقعا میشناسی و جواب سوالهاتو میگیری 

 تو این کتاب یعنی نهج البلاغه امام علی سعی کرده به ما بگه :

 1_انقدر آرزوهای دورو دراز تو سرمون پرورش ندیم آخه ما آدما خیلی بلند پروازیم هیچ وقت به اون چیزی که خدابهمون داده قانع نیستیم انقدر حسرت چیزای نداشتمونو میخوریم که یادمون میره شاکر نعمتهایی که داریم باشیم..مثلا همین سلامتی ..کافیه 1جات درد بگیره راستشو بگو اون موقعه از دنیاو قشنگیاش دیگه چیزی به چشمت میاد ؟؟؟فقط دوس داری زودتر دردت ساکت شه 

آرزوهای دور و دراز مارو از یادخداومرگ غافل میکنه ..گذشته ازاین اگه آرزوهای آدم خیلی بزرگ باشه وقتی آدم نهایت تلاششو میکنه و بازم به نتیجه نمیرسه همه وجودش غرق غصه میشه پس آرزوهامونو درحدی ببینیم که دست یافتنی باشه  

زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد . . .

ریچارد کارسون

خداوند هر گاه بخواهد انسانی را فاسد کند او را به تمامی آرزوهایش می رساند . . .  

2_به فکر مرگ باشیم ..تا حالا از خودت پرسیدی که اگه خدای نکرده امروز آخرین روز زندگیت باشه چی داری که با خودت ببری اون دنیا؟1چرتکه بزن خداییش انقدی داری که وقتی دستت از دنیا کوتاه شد چشم به راه نباشی که 1 نفر دلش برات بسوزه و 1 فاتحه برات بخونه بلکه از عذاب گناهات کم بشه..از کجا معلوم 1روز دیگه از عمرمون بیشتر نمونده باشه..بهشت زهرا رفتی تاحالا ..هر5 دیقه 1جنازه میارن پیرو جوون کوچیک وبزرگ ..مرگ سن وسال نمیشناسه ..پس تا وقت داری خودت به فکر خودت باش عزیزم   

آدم دوراندیش هیچ وقت ضرر نمیکنه چون همیشه به فکر آخر کار هست..میدونی چرا اینو میگم واسه اینکه اگه اولش به فکرآخرش نباشی آخرش به فکر اولش میفتی ..ولی با 1فرق ..اون موقع دیگه فرصتی برای جبران وتغییر نداری وتنها افسوس میخوری خدانکنه که حسرت توشه ما ازاین دنیا باشه

 بزرگترین افسوس آدم این است:

“می خواهد اما نمی تواند، و به یاد می آورد روزی را که می توانست اما نخواست.” 

3_صبور باشیم..دنیا فقط برای امتحان ما آدماست اما ما فکرمیکنیم اومدیم پیکنیک..هم روزای خوب داره هم بد..اصلا درهمش قشنگه تا تلخی نباشه شیرینیشو احساس نمیکنی..همیشه برای رسیدن به اهدافت تلاش کن کنارش دعا وتوکل به خدام داشته باش مطمئن باش که اگر صلاحت باشه به خواسته ات میرسی ..زیادم غرغر نکن "شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت ازکفت بیرون کند" 

خدا خودش گفته وقتی بنده هام دعا میکنن 3جور جوابشونو میدم 

یا دعاتو مستجاب میکنه _یا میگه "نه"جاش چیز بهتری بهت میده_یا میگه صبر کن وبهترین رو بهت میده ..."صبر بر مشکلات اجری دارد که هیچ عبادتی ندارد"

اینجوری نیس که فکر کنی صداتو نمیشنوه و فراموشت کرده بلکه اون مهربونترینه وخوب میدونه صلاح تو در چی هست.. 

شاید با مشکلات میخواد تو قویتر شی و به درجات عالی معنوی برسی   

(مشکلات) انسانهای بزرگ را متعالی وانسانهای کوچک را متلاشی میکند  

دریای طوفانی ، ناخدای لایق می سازد ، همیشه ممنون لحظات

سخت زندگی باش . . . 

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به‌زودی موفق می‌شود، ولی او

 می‌خواهد خوشبخت‌تر ازدیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبخت‌تر از آنچه هستند تصور می کند.  

مشکلات فرصتهایی است که به ما داده شده اند ، تا بتوانیم جوهر وجود خود را آشکار کنیم . . .

4_دوری از گناه وآرامش..ما آدما تا یه گناهی میکنیم یا بهتره بگم 1اشتباهی که خودمونم میدونیم که خدا مخالفه انجام اون اشتباهه اگه هنوز روحمون غباروقساوت نگرفته باشه سریع دچار عذاب وجدان میشیم و خودمونو ملامت میکنیم برعکسشم اگه 1 کار خوب ومثبت انجام بدیم حس خوبی بهمون دست میده وآرامش پیدا میکنیم 

پس چرا گناه کنیم ؟چرا هم دنیامونو تبدیل به جهنم کنیم هم آخرتمونو؟مگه خدا از ما چی خواسته که به حرفش گوش نمیدیم..والا به خدا خوب بودن سخت نیس..خدا ازما نخواسته که غرایضمونو نادیده بگیریم بلکه خواسته از راه درست ارضا بشیم...چرا درمقابلش می ایستیم واز راه راست خارج میشیم تا باسرزنش خودمون واحساس نا امنی روحمون تحلیل بره وزخمی بشه   
با تمام وجود گناه کردیم ، نه نعمتش را از ما گرفت

و نه گناه مارا فاش کرد !

 اگر اطاعتش کنیم چه می کند ؟؟

(دکتر علی شریعتی )
5_انجام دادن کارای خوب و محبت به انسانها..چقدردلم برای آدمایی که تو دلاشون نسبت به کسی کینه دارن میسوزه آخه خودشون بیشتر اذیت میشن
همش خودخوری...حرص..خشم..باورکن اگه بتونی ببخشیشون اولین کسی که بهش لطف میکنی خودتی چرا که دیگه آروم میشی.به این فکرکن که ممکنه همون آدم که ازش متنفری فردا بمیره
اونوقت حتی براش دلسوزیم میکنی..حالا که فرصت بودنمون انقدر کمه بیاید محبتامنو به هم نامحدود کنیم...بخدا با مهرو محبت محبوب همه میشیم
همه عاشق ما میشن .جواب بدی رو با خوبی بدیم تا اونیم که بد کرده پشیمون شه از کارش وبه اشتباهش پی ببره نه اینکه هر روز به اندازه نفرتش اضافه بشه..بخصوص خدا وقتیم که خدا عاشقت بشه دیگه دنیات میشه بهشت..

یک جمله زیبا از طرف خدا :“قبل از خواب دیگران را ببخش و من قبل از اینکه بیدار شوید ، شما را بخشیده ام” . . .

مرداب به رود گفت :

چه کردی که زلالی ؟!

جواب داد :

” گذشتم “ 

ازکسی توقع نداشته باش فقط به بازوی همت خودتو عشق خدا تکیه کن اگه کسایی که ازشون انتظار نداشتی دلتو شکستن وقدردان محبتهات نبودن مهم نیست ..تو به کسی نیاز نداری که شادت کنه خودت باید شادی رو پیداکنی  
زندگی پراست از گره هایی که تو آن را نبسته ای

اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها 

از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند. با آنکه تنهایند از خود می گریزند زیرا به خود،

به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .

6_امید وتوکل داشته باشیم  

نترس...ازمشکلات فرارنکن..حتما 1راهی پیدامیشه بایدحلشون کنی..توتلاشتوبکن باقی کارا رو بسپاربه خدا ..مطمئن باش خدا کمکت میکنه چرا نا امیدی مگه فردارو دیدی؟اصلا مگه میدونی صلاحت تو چی هستش اونیکه ماروآفریده ازهمه چی خبرداره وشک نکن اگه الان تو 1شرایط بحرانی هستی باید محکمترازهمیشه قدم برداری چون تکیه گاهی مثله خدا داری..

مورچه و سلیمان
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...
چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ..

رسیدیم به اصلی ترین و مهمترین وآخرین گزینه یعنی

7_شاه کلید خوشبختی:ارتباط با خدامگه خدارو دوست نداری ؟مگه نمیگی بدون خدا زندگی برات سخت میشه؟
خب حالا 1سوال دارم ازت ...اگه آدم 1کسی رو دوست داشته باشه به حرفش گوش نمیده؟فرض کن تو 1نفرو دوس داری
بهش میگی فلان کارو کن اما اون دقیقا کاری رو که ازش خواستی انجام نمیده که هیچ 1کاریم میکنه که بدتر عصبانی بشی ..چه حسی بهت دست میده نمیگی
مسخره ات کرده؟؟آخه این چه دوست داشتنیه!!!آدم باید دوست داشتنشو در عمل ثابت کنه وگرنه حرف که باد هواست؟
خب حالا ما آدما 1کاره ساده ای رو که خدا ازمون خواسته وحتی تو قرآنش بارها سفارش کرده که اگه انجامش ندیم کافر محسوب میشیم وموجب خشم خدامونه
یعنی "نماز"چرا به خاطر تنبلیمون این رشته پیوندمون به خدارو قطع میکنیم که شیطان که دشمن قسم خورده ماست طناب اسارت بندگی خودشو دور گردن ما بپیچه و
مارو برده هوای نفسمون کنه؟آخه چرا انقدر نسبت به خومون بی رحمیم که این خدای مهربونو با کمترین خواسته میرنجونیمو
واطاعت دشمنشو میکنیمو بعدم انتظار داریم مارو همیشه امداد کنه و به آرزو هامون برسونه درصورتی که خودمون کوچکترین قدمی
برای رضایتش برنمیداریم..دلم برای مظلومیت اون خدایی میسوزه که دربرابر این همه سرکشی فقط سکوت میکنه اما ما نمیفهمیم
3وعده نماز که در24 ساعت شبانه روز حتی 45 دقیقه ام کلش نمیشه مگه چقدر وقت مارو میگیره ؟؟میشه دقیقا 1نیمه بازی فوتبال ...ساعتها 

چت میکنه به چرندو پرند گفتن لحظه های عمرشو به باد میده اما نیم ساعت برای حرف زدن با خدای خودش خلوت نمیکنه؟؟ 

آرامش چقدر برات ارزش داره؟؟اگه برفرض فلان دکتر بهت بگه چندین میلیون باید هزینه کنی تا 1داروی خوب بهت بدم تا دیگه اضطراب نداشته باشی دلت آرامش داشته باشه واحساس خوبی درتمام مدت عمرت داشته باشی چقدر حاضری هزینه کنی؟؟خیلیها شاید بگن حاضرم هرچی دارم بدم تا 1لحظه آرامش داشته باشم..خب دوست عزیزحالااین دارو بدون هیچ هزینه ای دراختیار ماست"نماز"..چرا حاضر نیستیم به خاطر سلامت روحیمون وداشتن نعمت بزرگی مثله آرامش تنبلی رو کناربذاریم و1خورده به خودمون زحمت بدیم درعوض 1عالمه چیزای خوب بدست بیاریم..چیزایی مثه رضایت خدا وامام زمان.بهشت.عاقبت به خیری تو دنیا..ونعمت بزرگ آرامش!!!!! 
درد ما درد کمبود خداست نه چیزدیگه 

خدایا نور هدایتت رو به قلب تمام آدمای دنیا وکسانی که این وبلاگو میخونن بتابون و بیداری ابدی رو سهم قلبهامون قرار بده وچشمهای مارو به روی
حقیقت باز کن "آمین یا رب العالمین

یاد بگیریم که اگه اتفاق بدی توزندگیمون افتاد که خودمون با کم عقلی باعث شدیم بیفته به خدانسبت ندیم ماآدما عادت داریم تا 1جای زندگیمون میلنگه
میگیم خدا کرده..انصاف داشته باشیم  

 

پرنسس رپ دیروز،دیامس مسلمان

 دیامس خواننده فرانسوی با حضور در مسجد ژان فیلیپه پاریس اسلام آورد و خود را ملتزم به رعایت شئونات اسلامی از جمله حجاب و قطع ارتباط با مردان نامحرم کرد.

به گزارش خبرگزاری ابنا، دیامس (یا دیامز ـ Diam’s) خواننده مشهور رپ فرانسوی از ارائه دلایل خود در گرویدن به اسلام و هر گونه گفتگو با رسانه‏ها خودداری کرده است.

اما مجله «پاری ماچ» چاپ پاریس با ذکر این خبر نوشته است: “او در حدود دو ماه است که با جوانی مسلمان ازدواج کرده و در این مدت در حالات زندگی او تغییرات اساسی رخ داده است. دیامس که چند مدتی بود به دلیل ابتلا به بیماری افسردگی شدید از حضور در اجتماع خودداری می‏کرد، در صحبت با دوستانش گفته است من نزد پزشکان زیادی رفته‏ام ولی درمان بیماری خود را تنها در عمل به دستورات اسلام یافته‏ام”.

«میلانی جورجیادیز ـ Mélanie Georgiades» مشهور به دیامس در ۲۵ جولای ۱۹۸۰ در نیکوزیای قبرس از مادری فرانسوی و پدری یونانی به دنیا آمده است. وی که یک شاعر و خواننده رپ فرانسوی ـ قبرسی به شمار می‏آید در سال ۱۹۸۴ به همراه خانواده‏اش به “اسون ـ Essonne” واقع در حومه پاریس مهاجرت کرد؛ اما از هفت سالگی به علت طلاق پدر و مادرش از یکدیگر، تنها زندگی کرده و تا ۱۵ سالگی در نوانخانه بوده است.

دیامس ۲۹ ساله که به علت اشعار و شخصیت سیاسی‏اش در اذهان عمومی فرانسویان شناخته شده است، در آهنگ‏های خود شدیداً به سازمان‏های بین‏المللی مدعی حقوق‏بشر اعتراض و از کودکان بی‏سرپرست مهاجر کشورهای آفریقایی و اسلامی دفاع می‏کرد.او نه تنها با سیاست‏مداران راست‏گرایی همچون «ژان ماری لوپن» و دخترش «ماری لوپن» به مخالفت شدید پرداخته، بلکه با سیاست‏های رییس جمهور فعلی فرانسه «نیکلا سارکوزی» هم مخالف است.

دیامس اکنون با گرویدن به دین مبین اسلام، راه آرامش و رستگاری را در آموزه‏های آن یافته است.

بنابر آمار رسمی فرانسه، سالانه ۳ هزار و ۵۰۰ نفر در این کشور مسلمان می‏شوند که این رقم در سال جاری بیش از ۵ هزار نفر بوده است. جامعه مسلمانان فرانسه این آمار را بسیار بیشتر از آنچه ارگان‏های رسمی فرانسه اعلام کرده‏اند، می‏داند.

  مسلمان شدن ماشا الیلیکینا مانکن روسی

«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود ۲ سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.

به گزارش ابنا، ماشا الیلیکینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینک حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می‌گوید از جلوه‌های کاذب سابق متنفر است و اکنون احساس خوشبختی می‌کند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:
چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.

آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟

ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم
.

در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟

ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟

ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم.

آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟

ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟

ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

و چه تفاوتی با قبل داری؟

ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.
آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟

ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟

ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

اینک چه چیزی از «اسلام» می‌توانی به دیگران بگویی؟

ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

چه پیامی برای مسلمانان داری؟

ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

و برای غیر مسلمانان؟

ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.

سرشناس‌ترین مجری آلمان

“کریستیانا پیکر” سرشناس‌‌ترین مجری آلمانی است که سال ۸۹ در گفت‌وگویی از گرویدنش به دین اسلام خبر داد. او که خبرنگار شبکه ماهواره‌ای MTV است، در این گفت‌وگو همچنین اعلام کرد که کتابی با عنوان “از شبکه MTV تا مکه مکرمه” نوشته است.


او می‌گوید: “پیش از این‌که دین مبین اسلام را انتخاب کنم، هر آن‌چه یک زن غربی آرزوی آن را دارد، در اختیار داشتم. معروف بودم، ثروت داشتم، زیبا بودم، مردان را جذب خود می‌کردم اما در مجموع به هیچ وجه احساس خوشبخت بودن نمی‌کردم تا این‌که مسلمان شدم. اکنون واقعاً احساس خوشبختی می‌کنم.”

مانکن زیبای فرانسوی مسلمان شد  

شادفا.کام – دختر ۲۸ ساله فرانسوی است تا چندی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود که شرکت‌های بزرگ به خاطر زیبایی‌اش با او قراردادهای کلان می‌بستند.به گزارش آخرین نیوز به نقل از مشرق، عکس او در مجله‌ها و شبکه‌های مختلف تلویزیونی به نمایش در می‌آمد ولی حالا در روستاهای دور دست افغانستان به درمان بیماران می‌پردازد و از زندگی خودش بسیار راضی و خوشحال است چرا که او حالا اسلام را پذیرفته و یک مسلمان است.

فا بیان با اعتماد به نفس کامل گفت: «اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمی‌شد، هیچ گاه نمی‌توانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی می‌کردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوت‌های خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شده‌ام به آرزوی خود رسیده‌ام.»

بله او به آرزوهای خودش رسیده است و حالا راه هدایت را پیدا کرده است. او تا دیروز همه خواسته‌های دنیایی را داشت، ثروت و شهرت و … اما حالا حقیقت را داشت، آرامش را داشت، اعتماد به نفس را داشته چیزی را داشت که قبلاً هیچ‌گاه نداشته، «ایمان». 

او گفت: «در حال و هوای کودکی همواره خودم را در حالت کمک به کودکان بیمار تخیل می‌کردم اما وقتی بزرگ‌تر شدم، به دلیل زیبایی ظاهری که دارم ناخودآگاه به سمت دنیای مدل کشیده شدم و از شکل من استفاده ابزاری می‌شد، دقیقاً مانند یک وسیله مدت دار که بویی از انسانیت در آن نبود.»

این دختر تازه مسلمان شده، همچنین گفت: «تا اینکه برای شرکت در یکی از برنامه‌ها به بیروت پایتخت لبنان دعوت شدم. وقتی به آنجا سفر کردم، صحنه‌هایی دیدم که در همه عمرم مانند آن را ندیده بودم. در آنجا پیش از گذشته از خودم منفور شدم و کم کم به سمت متحول شدن حرکت کردم تا اینکه در نهایت به اسلام که انسانیت واقعی در آن وجود دارد، رسیدم. پس از مسلمان شدن در بیروت به پاکستان سفر کردم و از مرز این کشور به افغانستان رفتم و با کمک به کودکان و مجروحان یکی از آرزوهای دیرینه و کودکی خود را محقق ساختم.»

وقتی فا بیان مسلمان شد خیلی‌ها تلاش کردند او را از راهی که انتخاب کرده بود منصرف کنند. «فا بیان» در این باره گفت: «شرکت‌های مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند، سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم، هدایا را پس فرستاده و همه پیشنهادات آنان را رد کردم و اکنون احساس می‌کنم که در خوشبختی کامل به سر می‌برم.”

خانواده او هم تلاش زیادی کردند جلوی کار او را بگیرند و اما فا بیان برای راهی که انتخاب کرده بود مصمم بود. حالا او زندگی‌اش را صرف کمک به دیگران می‌کند تا به ما هم یاد بدهد که مهم‌ترین داشته یک انسان ایمان اوست، به خاطر ایمان حتی می‌شود از ثروت و شهرت هم گذشت

 

 

اخیرا سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی، توضیحاتی را درباره خود ارائه داده است.
او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند:
به گزارش پارس ناز من یک زن امریکائی هستم که در مرکز
امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در "گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی "زندگی پر زرق و برق" هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم.
براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی "با کلاس" برای خود فراهم کنم.
سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در "جذابیت زنانگی ام" پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکل و مهمانی ها (پارتی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. اما یک فاصله کوچک به یک دره تبدیل گشت. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر.
   یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.
یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.
سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند سرچشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان "فعال" باشد، نبود.من یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با
شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم.
من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره هائی که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم.
من از حجاب رضایت داشتم، اما دیدن رو به افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا درباره نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام "عبا" که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود.
هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود.
به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنانه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید. 
 


  
به گزارش  لبیک، جیمی به تازگی به دین مبین اسلام مشرف شده، پیش از آن به عنوان مانکن در یک مزون لباس مشغول به کار بوده و آنطور که خود بیان می کند برای حفظ ظاهرش، دست به اقداماتی چون مصرف مواد مخدر زده و به مدت پنج سال اعتیاد شدید به اینگونه مواد داشته است.جیمی دلیل اصلی مسلمان شدنش را احترام اسلام به زنان عنوان کرد و گفت: «من در یک خانواده مسیحی به دنیا آمدم؛ ولی هیچ وقت جوابی برای سؤالاتم درباره خداوند پیدا نکردم و تا سن ۳۱ سالگی نتوانستم خدا را احساس کنم. دلیل این که به دین اسلام جذب شدم، همسر ایرانی ام بود. تحقیقات بسیاری درباره دین اسلام انجام دادم. در اخبار خشونت ها و ظلم و ستمی که به مسلمانان می شد را می دیدم و می خواستم دلیل اینکه مردم، از مسلمانان بیزارند را بدانم. بنابراین تصمیم گرفتم تا اسلام را بهتر بشناسم و بدانم که چطور دینی است! هر چه بیشتر درباره اسلام تحقیق می کردم، بیشتر به آن علاقه مند می شدم و دلیل اصلی این علاقه، احترامی بود که اسلام برای زنان قائل می شد.»
وی در ادامه افزود: هرگز تصور نمی کردم که روزی مسلمان شوم، اکنون متوجه می شوم که تصویر ذهنی بسیار بدی که از مسلمانان داشتم کاملاً اشتباه بود؛ و علت این طرز تفکرم رسانه ها بودند. چون آن زمان هر آنچه که رسانه ها می گفتند را باور می کردم. هرگز تصور نمی کردم که من نیز جزیی از جامعه مسلمانان شوم؛ اما اکنون به مسلمان بودن خود افتخار می کنم و از این بابت بسیار خوشحالم.
جیمی که پس از تشرف به دین اسلام از حجاب اسلامی نیز در خارج از منزل استفاده می کند، معتقد است اسلام برای او نه تنها مانعی برای انجام فعالیتهای اجتماعی اش نیست بلکه او همچون سابق به کارهای مورد علاقه اش چون ساز زدن و ورزشهایی چون اسنوبورد و اسکی روی آب ادامه می دهد.
جیمی در ادامه افزود: قبل از این که مسلمان شوم، رویای هالیوود را در سر داشتم؛ اما وقتی شهادتین را گفتم تمام این رویاها برایم رنگ باخت. من در آن زمان مشروب می خوردم، مواد مصرف می کردم؛ اما حالا اصلاً نمی خواهم که هیچ کدام از آن کارها را انجام دهم. از این که مسلمانم در قلبم احساس آرامش می کنم. قبل از این که مسلمان شوم هیچ هدفی در زندگی ام نداشتم. زنده بودن و ادامه زندگی برایم هیچ معنا و مفهومی نداشت. اما اسلام به من حس آرامش و امنیت داد و به زندگی ام رنگ و بوی تازه ای بخشید.
خواننده آمریکایی "امیر هاوکینز " مشهور به "لون" با اعلام مسلمان شدن خود ، از کناره گیری از خوانندگی و اشتغال به امر تعلم قرآن و زبان عربی خبر داد

 

وی روز مسلمان شدنش را به روز تولد حقیقی خود تعبیر کرد و افزود : از روزی که مسلمان شده ام احساس آرامش روحی عجیبی دارم و این احساس در همسر و دو پسر و مادر هشتاد ساله و دیگر آشنایانم که مسلمان شده اند و هر روز بر تعدادشان افزوده می شود به خوبی قابل مشاهده است

پانا : لون در دیدار با رییس هیئت مدیره موسسه "للأدلاء " در مدینه منوره ، در مورد نحوه مسلمان شدنش گفت : بر اثر تبلیغات منفی ایالات متحده امریکا در مورد مسلمانان دعوت های مکرر کشور های مسلمان خاورمیانه را رد می کردم . تا اینکه بر حسب اتفاق در دبی از نزدیک با مسلمانان آشنا شدم و آرامش و طمئنینه حاصل از نوای اذان و تسلیم و اجابت آنان را در برابر دعوت الهی برای نمازگزاردن دیدم .این حس عمیق باعث شد تا مسلمان شوم 

مستر بین مسلمان شد

روآن اتکینسون

به گزارش بولتن نیوز  به نقل از روزنامه اماراتی البیان؛ به ادعای این روزنامه عربی، "روآن اتکینسون" علت گرویدن به دین مبین اسلام را توهینی دانست که به پیامبر اسلام شده است. 

این کمدین سرشناس انگلیسی در توضیح مسلمان شدن خود گفته است: زمانی که کارگردان آمریکایی فیلمی در توهین به پیامبر اسلام ساخت، با مشاهده آن با معلم این دین الهی آشنا شده و به آن علاقمند شدم. 

این خبر را برخی از پایگاه‌های خبری صبح امروز در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.

در همین حال منابع رسانه‌ای از پیام تبریک "راشد الغنوشی" رئیس حزب النهضه تونس به "مستر بین" به دلیل این اقدام خبر داده و افزودند: "الغنوشی" در این پیام از "مستر بین" خواسته است در راهی که انتخاب کرده ثابت قدم باشد.

 

 

  

 

چشمانت را ببند ای شهید....

مبادا این روز ها را در مقابل مادرم زهرا س شهادت دهی...

دل یوسفش خون است وما....

 


 بی حجابی پایمال خون شهداست

 خواهرم در میان نگاه پر مهر امام زمان (عج) و نگاه شهوت آلود پسران کدام را میخواهی ؟؟!! 



عذاب زنان جهنمی

حضرت علی (ع) فرمودند:روزی من و فاطمه به حضور حضرت رسول اکرم (ص)شرفیاب شدیم و ان حضرت را بسیار گریان دیدیم .

گفتم :پدر و مادرم به فدایت باد یا رسول ا.. !چرا گریه می کنید ؟ ایشان فرمودند : یا علی ! شب معراج که مرا به اسمان بردند،زنانی از امت خود را در عذاب شدیدی دیدم و گریه من بخاطر آنهاست .

 زنی را دیدم که از موهای سرش اویزانش کرده بودند و از شدت جراحت مغزش می جوشید.

زنی را دیدم که از زبانش اویخته بودند و آب جوشان جهنم را در حلقش می ریختند.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ maryam ]

    

اثبات علمی معجزات قرآن

توسط دانشمند بزرگ "هارون یحیی"


مردم سراسر جهان کتاب های هارون یحیى را به زبانهای .انگلیسی، فرانسوى، جرمنى،

ایتالوى، پرتقالى، اردو، عربى، البانوى، روسى، یونانى، ترکى و اندونیزیایى مطالعه میکنند.

کارهاى هارون یحیى در تمام جهان تحسین شده و سبب ایمان آوردن تعداد زیاد مردم

و قوت ایمان یکعده دیگرگشته است. خردمندى، اخلاص و فصاحت کتاب هاى وى بالاى

قلب خواننده اثر میگذارد. درین آثار محلى براى اعتراض وجود نداشته، فورا اثر نموده و نتایج

مشخص بار مى آورد. ناممکن است که کسى این آثار را به دقت و تفکر خوانده باشد و بازهم

از نظریات ماده پرستى الحادى دفاع نماید. و اگر هم چنین کسى پیدا شود، یک مقاومت

متعصبانه و از روى احساسات خواهد بود.

سپاس از نوشتهاى هارون یحیى که تمام تحرکات انکارى را در عصر حاضر مغلوب

گردانیده است.

دوستان عزیزی  که مایل هستند درمورد دینشون به یقین کامل برسن ازطریق علمی  به این سایتها مراجعه کنن تا اثبات علمی بسیاری از معجزات قرآن رو توسط این دانشمند ببینند

خیلی خیلی جالبه لطفا به دیگران هم بگید تاهمه اونای ام که با این دانشمند بزرگ وآثارش آشنا نیستن آگاهی پیدا کنن وبا قلبی پراز یقین پای اعتقادتشون وایسند..

http://elmquran.persianblog.ir

http://ketabnak.com

اگه احیانا این 2سایت باز نشد اسم هارون یحیی رو 1سرچ بزنید تو گوگل مطالب مفیدی میتونید پیدا کنید

1نمونه

اشاره قرآن به تشکیل کائنات از یک توده گازی شکل
در سوره ای که بنام دخان یعنی گاز نامیده شده است خدای متعال اشاره به مرحله
ابتدائی پیدایش آسمانها و زمین کرده میفرماید:
(41:11) ثم استوى إلى السماء وهی دخان فقال لها وللأرض ائتیا طوعا أو کرها
قالتا أتینا طائعین
[41:11] سپس
او به آسمان پرداخت، هنگامی که هنوز به صورت گاز بود و به آن و زمین گفت: "به وجود
بیایید، خواسته یا ناخواسته." آنها گفتند: "ما با میل و رغبت می
آییم".
تصویر زیر ستاره ای جدید را در حال شکل گیری از گاز و غبار (نبولاNebula )،
از بقایای گازی که منشاء پیدایش کل جهان بوده است نشان می دهد.

 
Source: The Space Atlas, Heather and Henbest, p. 50.
در عکس زیر سحاب لاگون (Lagoon Nebula) را می بینیم که ابری از گاز و غبار
با قطری معادل 60 سال نوری است.

همانطوری که در اشکال فوق نشانداده شده است علم امروزثابت کرده است که
ستارگان آسمانی از انقباض تودههای عظیم گاز بوجود می آیند، پدیده ای که در قرآن
بوضوح برآن در آیه فوق اشاره شده است.


معجزه ای از شهدای طلائیه برای دانشجویان دختر در راهیان نور 

چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند… آن‌ قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس… حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌کردند و آوازهای آن‌چنانی بود که…

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود…

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌کار خاطره و روایت نیست که نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم… ناگهان فکری به ذهنم رسید…


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ maryam ]
امــام علے علــیــه الســلامــ فــرمودنــد :

اگــر مــردم میدانــستــد درون قبــرها چــه میــگذرد حتــے یــکــ گنــاهــ هــم نــمیکردنــد . . .

خدا را فرشته ای است که هر روز بانگ میزند بزائید برای مردن، فراهم آورید برای نابودی و بسازید برای ویران گشتن.
 ای مردم؛ همانا بر شما از دو چیز میترسم، هواپرستی و آرزوهای طولانی. اما پیروی از خواسته ها و تمایلات نفس، انسان را از حق باز میدارد و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد میبرد.



خسته شده ایم از نگاه دزدیدن و شمارش سنگ فرش های خیابان.!

خواهرم !

شما خسته نشدی از جلوه نمایی تن در بازار اسیران هوی و هوس ؟!

خسته نشدی از حقارت و ذلالت . . ؟!

خسته نشدی از خون کردن دل مهدی فاطمه ؟!

خسته نشدی از عهد شکنی های پیاپی ات با خداوند . . .

مرگت که رسید ؛

جسمی که سالها مایه ی فخر فروشی و جذب نگاه های هرزه بوده رهایت میکند . . .

آنوقت تو هستی و کوهی از گناه !

تو هستی نگاه های تحقیر آمیز . .

تو هستی و نگاه های اهل بیت و شهداء

کمی به خودت بیا

صدامیاد روی دلی انگار که داغ گذاشتن  بازم سرکوچه ما یه چلچراغ گذاشتن
عکس جوانی که هنوز غنچه ناشکفته اس  توی چشاش یه دنیا حرف برای ما نهفته اس
همین دیروز تو این کوچه نفس داشت  مثله منو تو وتو دلش هوس داشت
آرزوهای رنگارنگ که هیچ کدومو ندید  وقتی می رفت از زندگی تازه یه چیزی فهمید
که بهترین لحظه ها شنیدن اذان بود  تازه دونست دنیا فقط برای امتحان بود
یه روز میاد ماهم دیگه بار سفر ببندیم  ازاون بالا به بازی آدمکها بخندیم
که مثله ما لحظه هارو به سادگی میبازن   ازخودشون یه برده موقتی میسازن
نمی دونن که زندگی قصه باد وبرگه  آخر این خواب قشنگ کابوسی مثله مرگه
هی شب وروز برج روی برج میذارن  دغدغه ای به جز چک وپول وشکم ندارن
چقدر دلم برای این آدمکها میسوزه  که دنیاشون قد همین عمر یکی دو روزه
کاشکی میشد تو زندگی یه لحظه فکرمیکردن یه روز میاد پیش خدا دوباره برمیگردن
یه روز همه تو گور سرد میرن وجاش میذارن با این همه بار گناه فریاد رسی ندارن
کاشکی میشد تو زندگی خدارو میشناختن  اما دیگه دیر شده خیلی باختن
نه راه پس نه را پیش گذاشتن  این روزو افسوس که باور نداشتن

 

زندگی وقت کمی بودونمیدانستیم 

همه عمردمی بودونمیدانستیم 

حسرت رد شدن ازثانیه ها 

فرصت مغتنمی بودونمیدانستیم 

تشنه لب عمربه سررفت به قول سهراب 

آب دریک قدمی بودونمیدانستیم



سلیمان گر شوی آخر نصیب گور می گردی
بدن‏ها در سختى جان کندن سست شده و رنگ باختند،
مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز

مى ‏دارد،

و او در میان خانواده‏اش افتاده با چشم خود مى ‏بیند و با گوش مى ‏شنود

و با عقل درست مى‏ اندیشد که عمرش را در پى چه کارهایى تباه کرده‏

و روزگارش را چگونه سپرى کرده به یاد ثروت‏هایى که جمع کرده مى‏ افتد...

خطبه 109







  

 



   

با تو ام خودشیفته !

برادر شهیدم سینه اش را سپر کرد تا تو در امان باشی

و تو سینه ات را مقابل دشمن برهنه کردی تا خون پاکش را لگد مال کنی .


 

واقعا ازخودم خجالت میکشم وقتی عکس تورو میبینم این شجاعت و دریک زن چطور  

میشه تصورکرد...شجاعتی که حتی قویترین مردها رو به زانو درمیاره...توافتخاراین مرزوبومی 

ایمان تو منو به لرزه درمیاره چه استقامتی...توبدون شک یکی ازیاران امام زمان در وقت حضور خواهی بود خوشا به سعادتت...

علت سن بالای ازدواج دختران بی حجاب مشخص شد! 

ایسنا در گزارشی نوشت: تحقیقات نشان می‌دهد که سن ازدواج در دختران محجبه علاوه بر اینکه پایین‌تر است، بلکه دارای دوام طولانی‌تر و آمار طلاق کمتری است! 

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم گفت: سن ازدواج دختران بی‌حجاب و غیر محجبه بسیار بالاتر است و به علاوه اینکه برخی از این افراد هرگز ازدواج نکرده و در صورت ازدواج، ازدواجی ناموفق دارند.

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در پانزدهمین همایش تخصصی معاونین اجتماعی فرماندهی انتظامی استان‌ها، با بیان اینکه برخی گمان می‌کنند اگر جلوه‌گری کنند، زودتر ازدواج می‌کنند، خاطر نشان کرد: تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از جرایم نظیر تجاوز به عنف نیز از همین مباحث آغاز می‌شود که به عنوان مثال پسری با این بهانه که مادرم خیلی دوست دارد تو را ببیند، او را به خانه‌شان می‌کشاند و پس از آن چندین نفر مثل گرگ بر سر وی می‌ریزند. وی با بیان اینکه افرادی که در خیابان به دنبال دوست دختر و پسر می‌گردند، هیچ‌گاه با هم ازدواج نخواهند کرد، خاطرنشان کرد: تحقیقات نشان می‌دهد که سن ازدواج در دختران محجبه علاوه بر اینکه پایین‌تر است، بلکه دارای دوام طولانی‌تر و آمار طلاق کمتری است 


محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب.

بی مقدمه فریاد کشید:

خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،
همین ها بود که دام زندگی ام شد...
حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.
تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.
دیگر حرفی برای گفتن نداشت...

حدیثی از امام صادق علیه السلام
وقتی به خاطر حرف یا همراهی دیگران،در مورد حجابت نمیتونی تصمیم بگیری، به یاد داشته باش. . تنها آمده ای. . تنها خواهی رفت . . و تنها قضاوت خواهی شد!!


      

خدا ازآنچه فکرمیکنید به شما نزدیکتر است




خواهرم!

لحظه ای درنگ کن و مرا ببخش که روح لطیفت را آرزردم. من به فدای تو و تمامِ حُسن و مهربانیت. کاش می مُردم و صدای شکستن قلبت را نمی شنیدم. تو به فرموده ی آقایمان علی -همسر زهرا- (سلام الله علیهما) ریحانه ای. تو گلی، یاسی، نرگسی، لاله ای، نیلوفری، نسترنی، شقایقی، تو گلِ نازی، تو... .
ای گل ناز! چه شد که حجاب بر انداختی و در میان نامحرمان جلوه کردی؟ تو شاید هنوز ندانسته ای چه کرده ای ولی من می دانم. تو ای فرشته! بال های پروازت را شکسته ای و درمیان هزاران چشمِ خطرساز، فرصت رهیدن را از خود ستانده ای. در لحظه ای که  بال هایت شکست و چادرت بر زمین ریخت؛ شیشه ی قلب هایی که در انتظار پرواز تو  می تپید، شکسـت. شیطان از این فرصتِ بی مثال بهره  برد و در مسیر رفتنت چاله  ساخت. تا در گاهِ فرو رفتنت در چاه، به زخم هایی که بر قلبت خواهد نشست؛ قاه قاه بخندد.
آیا فکر نکردی بی بال شدن تو را از صف فرشته های زمین، جدا خواهد نمود؟ چرا به این ها فکر نکرده بودی؟
خانه ی عزت و آبرویت را چرا ترک کردی؟ یادم هست حجاب برایت شده بود یک قلعه. تو آن وقت ها خیلی عزیز بودی، نفوذ ناپذیر بودی. هیچ نگاه آلوده ای، با اشتیاق و راحتی،  نمی توانست جسم و جانت را نشانه بگیرد و هیچ زبانی نمی توانست در آزردنت در دهان  بچرخد. تو اما در معرض فراوانیِ تیرها خلعِ سلاح شده ای.     

خواهر!
شیطان در برهنگیِ تو طمع کرده است چرا توجه نمی کنی؟! به خدا قسم شیطان در برهنگیِ تو طمع کرده، اگر اینطور نبود این همه فساد و گناه، از برهنگیِ زن منبعث نمی شد. قدرتمندترین سلاح برای یک دختر در مصاف با حمله های ابلیس و سربازانش، حجاب است. این دشمن بزرگ را با تأسی به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیهما)، ذلیل کن.
راستی نکند حضور شیطان و دشمنی اش را جدی نگرفته ای؟
قرآن را باز کن و سخن خدای لطیف را در سوره ی «فاطر» ببین که می فرماید:
«البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید او فقط حزبش را به این دعوت مى‏کند که اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند!» آیه ی ششم
شاید بگویی از کدام برهنگی حرف می زنی؟ من که لباس بر تن می کنم؟!
راست می گویی لباس می پوشی ولیکن به همان مقدار که موهایت را نشانِ نامحرمان می دهی، برهنه ای. باور کن این از چیزهایی است که خدا پوشیده بودنش را از تو خواسته است. نباید غیر از آنان که در حریم تواند و با تو محرم اند، آن را مشاهده کنند. و اما جسمِ تو نیز، نباید مورد اندازه گیری و جلب نظرِ مردان و پسران نامحرم قرار گیرد. تو در پوشیدنِ لباس های تنگ، برهنه ای.
به صدای قرآن گوش کن که چه زیبا برای احترام تو سخن می گوید:
«اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب ها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است». سوره احزاب/ آیه59

خواهرم بس کن و از برداشتنِ حجاب، دست بردار.

به سمت خدای تمام زیبائی ها با شتاب برگرد، چرا که خدا تو را خیلی دوست دارد و منتظرِ بازگشتِ توست.


مردم در خواباند وقتى که بمیرند، بیدار مىشوند

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل(ع) پرسید:

آیا فرشتگان خنده و گریه هم دارند؟!
جبرئیل عرض کرد: بله!
زمانیکه زن بی حجاب و بدحجابی میمیرد و بستگانش او را در قبرمیگذارند،
(دورش را میگیرند) و رویش را با خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود!
فرشتگان می خندند و میگویند:
تا وقتی (زنده) و جوان بود و هر کسی را تحریک میکرد و به گناه می
انداخت (پدر و برادر و همسرش غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند،
حالا که مُرده و همه از دیدن (لاشه او) نِفرت دارند، او را می پوشانند!


 






[تصویر: 1305139004_1539_bd961f4701.jpg]

سال 1345 بود که علی‌حسن فرزندش را در آغوش گرفت و خدا را به پاس سلامت همسر و فرزندش سپاس گفت. روزهای کودکی علی‌اکبر در شهر کرمانشاه گذشت، همانند دیگر کودکان به مدرسه رفت و پشت میزهای کهنه و قدیمی دبستان، الفبای زبان فارسی را آموخت وکم‌کم با الفبای زندگی و سیاست آشنا شد.
پاشایی بعد از اخذ مدرک دیپلم در آزمون سراسری دانشگاه شرکت کرد و در رشته‌ی بهداشت عمومی دانشکده‌ی ابوریحان مشغول تحصیل شد.
روزها از پی هم گذشت، علی‌اکبر که تاب حضور بیگانگان را در خاک کشور نداشت، راهی میدان جنگ گردید. روز پنجم مردادماه سال 1367 علی‌اکبر به آرزویش رسید، اسلام‌آباد غرب معراج او برای پرواز انتخاب شد و نامش در سنّ 22 سالگی در دفتر شاهدان عملیات مرصاد ثبت گردید.
وصیت نامه شهید: بسم الله الرحمن الرحیم
... ای خدای بزرگ؛ زبان من قاصر است از گفتن و قلم ناتوان از نوشتن.
خدایا تو خود شاهدی بر خون‌های به ناحق ریخته شده؛ خون‌هایی از عهد هابیل تا عهد انقلاب؛ خون‌هایی از عزیزانی عاشق و عارف و یکّه‌تاز میدان شجاعت؛ آنان که تو نورشان بودی و معشوقشان.
آنان‌که غیر تو را نخواستند و غیر تو را ندیدند و مرگ در کامشان شیرین‌تر از عسل بود؛ آنان‌که حاضر نشدند پستی دنیا را بر زیبایی وصال ترجیح دهند؛ آنان‌که راه را دیدند؛ مرگ را دیدند و راه سرخ و مرگ عاشقانه را برگزیدند.
عزیزانی که چون عاشقی خسته‌دل و شکسته‌دل، مرگ را در آغوش کشیدند و غریبانه سر بر بالین خاک نهادند.
آنانی‌که با خون، وضو ساخته و با عشق، سجده‌ی رنگین شهادت را به جای آوردند.
آنانی‌که در آخرین لحظات، ذکرشان تو بودی؛ یادشان تو بودی.
خدایا نمی‌دانم چه بگویم شکر تو را که مرا منّت نهادی و فرصت دادی تا با عزیزانت و رزم‌آوران اسلامت دوشادوش باشم تا شاید به میمنت این عزیزان رحمی بر من دل شکسته و رنجور کنی و مرا از این وادی فلاکت که خود با دست خودم بنا کردم، به سوی فلاحم و به سوی خودت نجات دهی ...
... ای خدای عادل تو را قسم به خون حسین و به خون شهیدان و عزیزان راهت مرا نیز بخوان و در زمره‌ی یاران و شهیدانت قرار بده.
مادر عزیزم ! استوار و محکم بایست و در خط امام باش و اگر جنازه‌ی من هم نیاید، هیچ هراسی نداشته باش که در همه جا خدا هست و نه من و نه هیچ کدام تنها نیستیم و او در هر حال نگهبان ماست.
مادر جان ! اگر در آخرین لحظات زندگیم تو بر بالین من نیستی، هیچ غصّه مخور که فاطمه مصیبتش از همه‌ی این‌ها عظیم‌تر است.



[ چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ maryam ]

1 2 3 4 5 >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 16519